jump to navigation

موزه آبگینه اکتبر 30, 2007

Posted by سارا ثابت in عکاسی.
3 comments

copy-of-dsc07516.jpg

metropolis اکتبر 25, 2007

Posted by سارا ثابت in معماری.
3 comments

 

در همین رابطه این را بخوانید

در مدرنیته می توان به دو نوع تجربه اشاره کرد: از یک سو تجربه زنده از واقعیت(تجربه ای اگزیستانسیل) و از سوی دیگر تجربه ای آموزشی ( همچون تجربه آگاهی از شناخت خود در تاریخ که هگل در پدیدار شناسی ذهن از آن سخن می گوید)

در واقع تجربه ای که فرد مدرن از شهر مدرن (متروپولیس) دارد هم تجربه ای پدیدار شناختی است و هم تجربه ای اگزیستانسیل. والتر بنیامین از این تجربه به عنوان « ادراک فضایی» صحبت می کند و نه « نگاهی بی تفاوت به امور جهان». از این جهت، بنیامین در جستجوی تأثیر عینی ساختارهای شهری مدرن بر موجودیت فرد تماشاگر است. به عبارت دیگر، رابطه ای که میان فردیت مدرن و فضای شهری مدرن ایجاد می شود، از دیدگاه بنیامین در چارچوب عمل پرسه زدن یا تفرج شکل می گیرد. فارنس هسل این پرسه زدن را نوعی «خوانش از خیابان» می نامد که چهره های انسانی، ویترین مغازه ها، تراس کافه ها، اتوموبیل ها و درختان تبدیل به حروف الفبایی می شوند که در کنار جملات و صفحات کتاب جدیدی را ترسیم می کنند.

از دیدگاه بنیامین، پرسه زدن چهره فرهنگی قرن نوزدهم اروپاست. پرسه زن با فردیت مدرن خود در میان فضاهای تجاری مدرن قرار می گیرد و به جمعیت پناه می برد. چون می تواند در پشت جمعیت هویت خودش را پنهان کند و به تماشای تصاویر وهم گون شهر بپردازد. بدین گونه تجربه فردی پرسه زن تبدیل به تجربه عینی تاریخی می شود. این «شوق مشاهده» پرسه زن را به کاراگاه مبدل می کند و شهر نیز معما می شود.(معمایی که فرد مدرن با پرسه زدن در حل آن می کوشد؟). از این رو شهرهای مدرن خود تبدیل به معماها و ساختارهای اسرارآمیزی می شوند که تجلی آن را می توان در رمان های مدرنی چون رمان های ویکتورهوگو، بالزاک، دیکنز و اوژن سو دید.

رابطه تنگاتنگی میان ویژگی اسرار آمیز فرد مدرن و معمای زندگی وجود دارد که در عمل پرسه زدن فرد در متروپولیس متجلی می شود.

در اینجا می توان این جمله ویتگنشتاین را به یاد آورد که می گوید: « بعضی از نقاط شهر به افق های بازی های زبانی شباهت دارند.» از نظر ویتگنشتاین، نقش فلسفه نظم دادن به شهر است.این نظم از دیدگاه او نظمی معنایی است. تجربه فرد مدرن از فضای شهری است که به شهر معنا می دهد. در حقیقت معنای شهر در ارتباط مستقیم با طرز استفاده از آن است.

از مقاله فردیت و فضای مدرن

رامین جهانبگلو

بین گذشته و آینده

 

Paul Citroen: Metropolis (1923)

پل سیترون. کلانشهر- فوتو کولاژ. 1923

ساختمان کریستال. تولدی دوباره اکتبر 11, 2007

Posted by سارا ثابت in معماری.
2 comments

موزه رویال انتاریو یکی از موزه های مهم فرهنگ جهان و تاریخ طبیعی در شهر تورنتو از ایالت انتاریو در کاناداست. رام بزرگ ترین موزه ی کانادا و پنجمین موزه بزرگ آمریکای شمالی می باشد و بالغ بر 6 میلیون آیتم و بیش از 40 گالری دارد. موزه در یکی از تقاطع های برجسته در مرکز تورنتو ( تقاطع خیابان بلور و رود) ، در شمال کویینز پارک و شرق فیلسوفر واک در دانشگاه تورنتو واقع شده و آدرس پستی آن به شرح زیر است

100 Queen’s Park / Toronto, Ontario / M5S 2C6 / Canada
رام در سال 1912 توسط دولتمردان محلی تأسیس گشت و تا سال 1955 توسط دانشگاه تورنتو اداره شد. همکاری موزه با دانشگاه تورنتو تا کنون ادامه دارد.
ساختمان اولیه موزه توسط دو آرشیتکت اهل تورنتو (
Frank Darlin و John A. Pearson ) و به سبک نئو رومانسک ساخته شد و در 14 مارس 1914 به بهره برداری رسید.
استراکچر ساختمان متراکم و سنگین است و توسط قوسها قسمت بندی و احاطه شده. پنجره ها قاب گچکاری شده دارند.
و از دیگر خصوصیات آن اجرای تزئینات بر لبه سقف و قرنیس ها و گوه هاست.

 

East-facing facade of the Royal Ontario Museum, built in 1933.

The mosaic ceiling of the rotunda entrance to the Royal Ontario Museum. The middle of the dome reads, “That all men may know His work.”


موزه 3 مرحله گسترش فضایی را تجربه کرده است.
مرحله اول:
اولین مرحله گسترش موزه با افزودن بال جلویی به سمت کویین پارک آغاز گشت و در 12 اکتبر 1933 به بهره برداری رسید.این مرحله با افزودن عناصر زیر همراه بود: آرت دکوی پر کار موزه.ساختمان گنبد دار الهام گرفته از معماری بیزانس و یک ورودی اصلی جدید.
مرحله دوم:
گالری های ایوان ملکه الیزابت دوم در ضلع شمالی ساختمان و مرکز نگهبانی ساختمان مرکزی موزه در جنوب. در سال 1974 شروع و در 1984 پایان یافت. آسمان نمای
McLaughlin در 1964در جنوب افزوده شد. فضایی در دو طبقه به عنوان آتریوم در 1975 ساخته شد. آسمان نما در سال 95 تعطیل و در سال 98 به صورت موزه کودکان موقتاً بازگشایی شد. این فضا در حال حاضر عمدتاً به عنوان انبار و فضای اداری استفاده می شود.

 


مرحله سوم:
سومین مرحله نوسازی و توسعه این موزه در سال 2002 توسط دانیل لیبسکیند آغاز شد و در ژوئن 2007 افتتاح گردید. این مرحله شامل افزودن 10 گالری جدید به ساختمان تاریخی موجود موزه و نیز افزودن یک بخش الحاقی به آن بود: (
the Michael Lee-Chin Crystal) کریستال میشل لی-چین.

Image and video hosting by TinyPic


بخش الحاقی پویایی معماری جدید را به واسطه احداث یک فضای نمایشگاهی عمومی تازه و جذاب با مساحت 100000 فوت مربع میسر ساخت.

اسکلت سازه فولاد است و از روکش آلومینیوم و نمای شیشه ای در آن استفاده شده.
«برنامه موزه انتاریو فرصتی شگفت آور برای یک معماری چشمگیر و جدید و خلق فضای همگانی و جذاب مهیا نمود. مرکزیت سایت روابط خویشاوندی ژرفِ بین کهنه و نو و سنت و نوآوری را شدت بخشید.
ساختمان های تاریخی با نگاه رو به جلو و معماری جسورانه تکامل می یابند.بدین ترتیب موزه علاوه بر نقش پر اهمیت خود، با بازسازی مبدل به نمادی شهری می شود. و عملکرد نمایشی ، تأسیسات ، برنامه ریزی و سازگاری مجموعه نمایشی بهبود می یابد.
ترکیب هنری تندیس گونه فرم های معماری از مرکزیت ورودی کریستال متشعشع می شوند و در مرکز آن توام می شوند.
یک کریستال/ ساختاری از فرم های منشوری به هم پیوسته، از تقدم فضاهای مشارکتی و سالن های رقص عمومی حمایت می کند.
کریستال این گوشه مهم تورنتو را به برجی شب نما مبدل می کند. یک ویترین حقیقی از مردم، وقایع و موضوعات و تغییر شکل یافتن سراسر موزه به اثری جهانی.

 

Image and video hosting by TinyPic


ترکیب هنری تندیس گونه فرم های معماری از مرکزیت ورودی کریستال متشعشع می شوند و در میانه آن توام می شوند .
چند ورودی تازه در کویین پارک تدارک دیده شده و بدین ترتیب فیلسوفر واک(Philosopher’s Walk ) به واسطه یک ورودی جدید به رستورانی پانورامیک در بالا، متمایز می شود و روحی تازه می گیرد.
بازدید کنندگان به یک آتریوم تندیس گون وارد می شوند که در آن دو بخش موزه (طبیعت و فرهنگ) به وسیله توده فضاهایی به طور مشخصی از هم منفک می شوند این توده فضاهای در هم تنیده ، دیدی محدود اما اشتیاق بر انگیز از فضای نمایشگاهی بالا ارائه می دهند.

 

Image and video hosting by TinyPic

 

فضای پایین از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق به صورت یکپارچه است. وضوح سیرکولاسیون و دسترسی یک اسلاید می سازد که در آن میراث معماری و ساختار جدید تعادل و هم سنگی بدیع و خیال انگیزی بر پا می کنند.
پروژه تنها به روز نمودن نمایش طبیعت و فرهنگ به وسیله تکنولوژی نیست، بلکه جادوی معماری و قدرت فیزیکی فضای ساخته شده همراه آن است. می توان این ساختمان را به عنوان مکانی تصور کرد که در آن مردم با سرگذشت هیجان انگیز و جاری یک موزه ساکن و ناپویای قرن نوزدهمی درگیر می شوند که طبیعت مغلوب و فرهنگ آرشیو شده را پیشنهاد می کرد.

ساختمان داستانی منحصر به فرد را روایت می کند که در آن رام به صورت برنامه ریزی شده ای بلورین و متمایز می شود. کریستال به صورت رمز آمیزی دگردیسی می کند و به عضوی دژ مانند مبدل می شود و فضایی ایجاد می گردد که سبب احیای موزه به عنوان مرکز پویای تورنتو می گردد.» *

 

Image and video hosting by TinyPic

 


پیچیدگی موجود در معماری بخش جدید موزه نه در تضاد با سادگی ، بلکه در امتداد آن است. به بیان دیگر این پیچیدگی خاصیت ذهن معمار در چنین جامعه ای است. این فرم نماد تکمیل و ادامه روند فکری است. این پیچیدگی در جهت پیشی گرفتن از اثر ساده ی ما قبل خود نیست بلکه خواهان گونه ای هم آغوشی زمینه های موجود با آنچه باید باشد، است.**

 

Image and video hosting by TinyPic

چنین فرم پیچیده ای با تحریکی بیرونی و مداوم ذهن به وجود نمی آید بلکه خود به صورت غیر محسوس در ذهن معمار ایجاد می شود. در واقع او با طرح پیچیده ذهن خود را تخلیه می کند.
شاید بتوان با تعریف زیر از پیچیدگی هم نشینی فرم کریستال و سایر اجزا ء موزه را بهتر تحلیل کرد:
« پیچیدگی فرایندی تدریجی برای شکل دهی آثاری با ابعاد فیزیکی رشد یابنده در ذهن هنرمند است که برای پذیرا شدن خروج کامل و بدون نقص آن از ذهن احتیاج به نوعی پیچیده اندیشیدن قبل از ایجاد اثر مذکور دارد و باید نیاز کامل به ایجاد یک چنین اثری قبل از تصمیم به خلق آن در هنرمند زاده شود.
هنرمند در کشاکش پارادایم پیچیده شدن نظام جهان و در تلاطم کلیه عوامل بسته بندی شده در کنار هم پیچیدگی را نه فرایندی در تضاد با سادگی بلکه در امتداد و در پس آن و فقط به عنوان عاملی حرکتی و اجباری و نه فقط برای خود بلکه برای همه شئونات می داند. پیچیدگی به صورت مجرد در فرم یا تفضیل در یک اثر، نه یک هنر، نه یک عامل در ایجاد اثر هنری با عنوانی مجزاء تحت عنوان « پیچیدگی» است و نه عاملی برای اثبات برتری اثری بر اثر دیگر. »**

* دانیل لیبسکیند. 4 فوریه 2002

** مجله معماری و شهرسازی-شماره 68-69 . مطلب “پیچیدگی یا فرمالیزم پیچیده- رضا پیروز فر

 

منابع:

http://en.wikipedia.org/wiki/Royal_Ontario_Museum

 

http://www.dezeen.com/2007/05/14/daniel-libeskind-at-royal-ontario-musem/

 

عکس های بیشتر از این موزه را در اینجا و اینجا ببینید.

Image and video hosting by TinyPic