jump to navigation

علیه واقعیت نوامبر 4, 2008

Posted by سارا ثابت in هنر و اندیشه.
2 comments

… کیفیات رادیکال هنر، یعنی کیفرخواست‌اش علیه واقعیت مستقر و یاری‌خواهی‌اش از نمود زیبای آزادی، تماماً در بطن ابعادی نهفته است که در آن، هنر از تعین اجتماعی‌اش برمی‌گذرد و آن را استعلا می‌دهد و خود را از جهان پیشاپیش گفتار و رفتار رهایی می‌بخشد، در حالیکه حضور نفس‌گیرش را همچنان حفظ می‌کند.هنر قلمرویی می‌آفریند که در آن، انهدام و دگرگون‌سازی تجربه امکان‌پذیر میگردد. منطق درونی اثر هنری با پیدایش عقل و حساسیتی دیگر به حد نهایی خود می‌رسد، عقل و حساسیتی که عقلانیت و حسانیت تجسد یافته در قالب نهادهای اجتماعی مسلط را به چالش می‌طلبد. تحت قانون شکل زیبایی‌شناختی، واقعیت موجود ضرورتاً والایش می‌یابد. محتوای بی میانجی آن سبک‌پردازی می‌شود، داده‌ها از نو شکل پیدا می‌کنند و در سازگاری با خواسته‌های شکل هنری، از نو سازماندهی می‌شوند. شکلی که خواهان آن است که حتی بازنمایی مرگ و ویرانگری نیز، یادآور نیاز به امید باشد- نیازی که ریشه در آگاهی نوین تجسم یافته در اثر هنری دارد…

بعد زیبایی شناختی

هربرت مارکوزه

ترجمه امید مهرگان – زیبایی شناسی انتقادی